الشيخ محمد جواد الخراساني
29
تلخيص النحو (فارسى)
ها هر دو با هم جمع نشوند و اين كاف را نحويين كاف خطاب نامند ولى در وى معنى خطاب نباشد و اين كاف مانند كاف ضمير ، مذكر و مؤنث و تثنيه و جمع شود چون ذاك ، ذاكما ، ذاكم ، تاك ، تاكما ، تاكن ، اولئك ، اولئكم » ، و اولئك را تثنيه نباشد چون جمع . و تثنيه حكايت كوسه و ريش پهن مىشود و اگر اين كاف را كاف اشاره گويى ، بهتر باشد از كاف خطاب و گاه شود كه پيش از كاف لامى هم بيايد چون « ذالك و تالك و هنالك » ولى با اولئك لام نيايد وبدانكه هر يك از اين اسماء اگر مجرد استعمال شود براى نزديك است و هرگاه با ها باشد براى خيلى نزديك است و اگر با لام آيد اشاره بهدور باشد و اگر با كاف باشد براى متوسط است . چهارم از اسماء مبنيه اسماء افعالند چهارم از اسماء مبنيّه اسماء افعالند و آنها اسمهايى باشند كه بهمعنى فعل باشند و به همين جهت آنها را اسم فعل نامند چون « رويد » به معنى « امهِل » يعنى مهلت بده « حيهل » بهمعنى « اسرع » يعنى بشتاب و « بَلْه » بهمعنى « دعهُ » يعنى واگذار « وشتان » بمعنى « بَعُدَ » يعنى بدور است و « نزال » بهمعنى « انزل » و « تُراك » بهمعنى « اترك » يعنى ترك كن « وصه » بهمعنى « اسْكت » يعنى ساكت شو و « مَهْ » بهمعنى « اكفف » يعنى كف نفس كن يعنى بس كن و « آمين » بهمعنى « استجب » يعنى اجابت كن و « اوَّهْ » بهمعنى « اتوجّع » يعنى درد مىكشم و « افّ » بهمعنى « اتفَجَّرُ » يعنى ملول مىشوم و « هيهات » بهمعنى « بَعُدَ » يعنى دور است و « عليكَ » بهمعنى « الزم » يعنى بچسب و « دونكَ » بهمعنى